تبليغاتX
غم شیرین
 

می بینم که بازم مثل همیشه من سر کار هستم

آسوده بخوابید که شهر دست ماست و بیداریم تا همیشه ..........

+ نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 8:11 توسط غم شیرین |


 

حرف خاصی برای آخر سال ۸۷ یا حتی شروع سال ۸۸ ندارم.

فقط می تونم بگم بهترین سال زندگیم بود .

آرزو می کنم سال ۸۸ ، برای همه شما همونی باشه که براش برنامه ریزی کردین .

آرزو می کنم هر لحظش احساس آرامش کنین .

زندگی برای من همین لحظست نه فردا . هیچ موقع منتظر فردای خاصی نیستم . دلم می خواد این لحظه ای که توش هستم برام لذت بخش باشه .

از همه دوستانم که همیشه همراهم بودن ممنونم.

دوستتون دارم .

بهار زیباتون مبارک

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 19:20 توسط غم شیرین |


به یابنده سر دو بنده قرمز یک عدد سکه طلا اهدا می شود

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 15:49 توسط غم شیرین |


 

برای گذروندن این روزهای مزخرف تنها راهی که پیدا کردم درس خوندنه .. کلاسهای زبانم رو دوباره شروع کردم . و البته کنارش دارم دروس فنی رو هم می خونم ... البته نه رشته خودم چون در همون مقطع قبلی هم که ذهنم هنوز کار می کرد سنگین بود الان که دیگه یک صدم قبلا" هم کارآیی ندارم رفتم سراغ ی رشته آسون تر .. سال آینده هم مرداد کنکور دارم

دلم می خواد ی چرخ گوشت بیارن من رو بریزن توش چرخ کنن یک آدم جدید بسازن . کسی که بلد باشه درست و حسابی زندگی کنه و دوست داشتنش رو به کسانی که دوست داره قشنگ تر نشون بده

 

بعدا" نوشت اختصاصی برای بدبخت بیچاره : برگرد ، لطفا" 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 14:25 توسط غم شیرین |


 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 16:7 توسط غم شیرین |


سلام.

من بعد از ۲ ماه برگشتم .

از دوستی که بعد از حذف این وبلاگ توسط من ، این آدرس رو برای من نگه داشته بودن ممنونم .

شب خوش

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 19:36 توسط غم شیرین |